حسين قرچانلو
32
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
آورده و براى تأييد آن مطالب ، آنچه را شخصا در سفرها از ملاقات با مردم و اقوام مختلف ديده و شنيده بر آن افزوده است . « 1 » مسعودى بيشتر عمر خود را در سير و سفر بوده است . از نواحى گوناگون هند ، بخصوص سند ، پنجاب ، كنكن « 2 » ، مالابار ديدن كرده و بعد از عبور از سيلان ( سرىلانكاى امروز ) به سوى درياى چين پيش رفته است . پس از برگشت ، به زنگبار و ماداگاسكار در سواحل افريقا رفته ، سپس بر سر راه خود به بغداد ، از عمان عبور كرده است . وى از آسياى صغير ، سوريه و فلسطين ديدن كرد و در خلال سالهاى آخر حيات خود به مصر آمد و در فسطاط مصر زندگى را بدرود گفت . مروج الذهب ، گزارش تجربيات و مشاهدات مسعودى است كه مىتوان آن را دايرة المعارف تاريخى - جغرافيايى دانست . مسعودى در اين كتاب از زلزلهها ، شكلبندى لايههاى زمين ، طبيعت درياها و . . . سخن گفته است . « 3 » همانطور كه اشاره شد ، مسعودى از پيروان مكتب عراقى در جغرافياست و اهميت فراوانى براى عراق و مركز آن بغداد قائل است . وى در تأليف خود ، علاوه بر وصف اقليمهاى هفتگانه « 4 » به تقسيمات ديگرى نيز اشاره مىكند و مىنويسد : علماى رياضى ، زمين را به چهار ربع تقسيم كردهاند : مشرق ، مغرب ، شمال و جنوب . او به تقسيم زمين به مسكون و غير مسكون ، ( يعنى آباد و غير آباد ) نيز اشاره دارد . « 5 » وى با توجه به اينكه از پيروان مكتب عراقى در جغرافياست ، در روش اقليمى ، از هفت اقليم ايرانى تبعيت كرده است . او مىنويسد : همهء معمورهء جهان به هفت قسم تقسيم مىشود كه هر قسمت را اقليم گويند . . . . دربارهء اين اقليمها اختلاف كردهاند كه آيا در شمال و جنوب است ، يا فقط در شمال قرار گرفته و بيشتر بر اين رفتهاند كه هفت اقليم در شمال است و در جنوب نيست . « 6 » مسعودى دربارهء شناخت اماكن و راهها و منزلگاههاى پستى مملكت عباسيان گزارش مرتب و منظمى ارائه نمىدهد ؛ ولى خلاصهاى بسيار عالى از اطلاعات جغرافيادانان
--> ( 1 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 102 . ( 2 ) . Konkan ( 3 ) . خدمات مسلمانان به جغرافيا ؛ ص 38 . ( 4 ) . التنبيه و الاشراف ؛ ص 31 - 35 . ( 5 ) . مروج الذهب ؛ ج 2 ، ص 83 . ( 6 ) . التنبيه و الاشراف ؛ ص 31 .